loader image

کافه بیکری رازمینا (شیراز)

SCROLL
Razmina garden



باغ رازمینا (Razmina Garden)

کشف رویای شخصی و خلق یک «باغ مخفی» در قلب شیراز

۱. نقطه صفر (مختصات اولیه و چالش):

نقطه شروع یک اتفاق خوب کجاست؟ در استوریا، ما باور داریم که کشف «افسانه شخصی»، آغازگرِ هر رویداد نیکی است. در تابستان ۱۴۰۲، به واسطه دوست عزیزمان حافظ صفایی، با کارفرمایی خوش‌اندیش (خانم مینا غفوری) آشنا شدیم. چالشِ اولیه ما در استوریا، پرسش از ذاتِ کسب‌وکار بود؛ پیش از هر طراحی، باید می‌فهمیدیم این کسب‌وکار دقیقاً چیست؟ آیا یک قنادی ساده است، یک استودیو، یک آتلیه، یک کارگاه یا یک بوتیک؟ پاسخ به این پرسش نیازمندِ عبور از کلیشه‌ها بود.




۲. خودشناسی برند و خلق نام (زیست‌شناسی و افسانه شخصی):

برای رسیدن به ماهیتِ برند، گفت‌وگوهای عمیقی را برای کشفِ رویای شخصیِ «مینا» آغاز کردیم. از دلِ این مکاشفات، کانسپتِ بنیادینِ «گاردن» (باغ) جوانه زد. پس از بررسی‌های روایی، نام «رازمینا» برای این برند خلق شد؛ نامی که تداعی‌گرِ یک باغ مخفی و رازآلود در میانِ شهر زیبای شیراز است و هویتِ خالقِ آن را در هسته خود حمل می‌کند.



 

 

 

۳. داستان‌سرایی و معماری روایت (مهمانی چای در باغ مخفی):

بر اساس کانسپت «باغ»، سه روایت از سه نقطه در زمان، سه جغرافیا و سه معنای نیک طراحی شد. از میان آن‌ها، ایده «مهمانی چای در باغ مخفی» (با الهام از اتمسفرِ آلیس در سرزمین عجایب) انتخاب و بسط داده شد. «کانسپت‌بوک» برند در سه فصلِ روایی تدوین گردید:

  • فصل اول: داستانِ صاحب باغ (مینا)
  • فصل دوم: فرشته‌ها و میوه‌های باغ
  • فصل سوم: مهمانی چای در باغ مخفی

۴. کیمیاگری کانسپت (تکامل ایده و محصول):

در این مرحله، محصولِ فیزیکی (شیرینی) دچارِ یک دگردیسیِ معنایی شد. شیرینی‌ها دیگر صرفاً یک خوراکی نبودند، بلکه به استعاره‌ای از «میوه‌های این باغ مخفی» تبدیل شدند؛ میوه‌هایی اورگانیک، کم‌شکر و سالم که حتی افراد سالخورده نیز می‌توانند با خیال راحت از آن‌ها لذت ببرند. اینجا، قنادی به یک بسترِ سلامت‌محورِ جادویی تبدیل شد.

 

 

۵. دستگاه زیبایی‌شناسی و تجلی بصری:

بر اساس کانسپت‌بوک و روایتِ داستانیِ استوریا، دستگاه زیبایی‌شناسی برند شکل گرفت. «ساره فالیزی»، گرافیست توانمند و حرفه‌ای تیم، هویت بصری، لوگو، پالت رنگی و بسته‌بندی‌های رازمینا را دقیقاً بر مبنای اتمسفرِ «مهمانی چای در باغ مخفی» طراحی کرد تا مخاطب پیش از چشیدن طعم‌ها، با چشمانش واردِ این باغ شود.

۶. مهندسی ادراک و فضای فیزیکی (معماری حواس):

روایتِ انتزاعیِ ما باید به یک تجربه فضایی تبدیل می‌شد. تیم معماری، بر اساس همین خطِ داستانی، طراحی و اجرای فضای داخلی را بر عهده گرفت تا اتمسفرِ رازآلود، صمیمی و سبزِ یک «باغ مخفی» را در کالبدِ معماری پیاده‌سازی کند و یک تجربه ۳۶۰ درجه برای مخاطب بسازد.



 




۷. نقطه پایان (خروج از ماتریس):

رازمینا از یک ایده خام برای تأسیس قنادی، به باغی مخفی در شیراز تبدیل شد که رسالتش حالِ خوبِ آدم‌هاست. پروژه‌ای که دقیقاً همان چیزی شد که مینا می‌خواست: پناهگاهی شیرین و سالم که با رویکردِ «دنیاسازی»، ادراکِ مخاطب را از یک خریدِ ساده، به حضور در یک مهمانیِ جادویی ارتقا داد.

مارا دنبال کنید