loader image

پاستاهای جادویی پاستالیا (اصفهان)

SCROLL



پروژه پاستالیا: نبرد جادویی طعم‌ها با دیو خشکسالی در قلب اصفهان

کارفرما: جناب آقای فرشید حیدریان و شریک محترمشان

حوزه فعالیت: فرش پاستا (پاستای تازه) در اصفهان

مخاطب هدف: جوانان

خدمات استودیو استوریا: طراحی صفر تا صد هویت برند (نام‌گذاری، شعار، لوگو، کانسپت، داستان‌سرایی و استراتژی محتوا)

در استودیو کانسپت «استوریا»، ما معتقدیم که هر کسب‌وکار برای ماندگار شدن، نیازمند یک روح و یک قصه است. پروژه «پاستالیا» یکی از دوست‌داشتنی‌ترین پروژه‌های ماست که در آن، یک ایده خام را به یک جهان داستانی زنده، پرانرژی و نمادین تبدیل کردیم. در ادامه، مسیر خلق این برند را بر اساس متدولوژی ۷ مرحله‌ای استوریا مرور می‌کنیم:






۱. نقطه صفر (کشف و تعریف چالش)

پروژه پاستالیا با یک بوم سفید آغاز شد. مأموریت ما خلق یک هویت یکپارچه و جذاب برای یک برند «فرش پاستا» در شهر اصفهان بود. چالشی که در نقطه صفر با آن روبه‌رو بودیم، ایجاد ارتباطی عمیق با مخاطب اصلی برند، یعنی «جوانان»، از طریق خلق یک هویت متمایز، پرانرژی و به دور از کلیشه‌های رایج رستوران‌های ایتالیایی بود.

۲. خودشناسی (کشف هسته مرکزی و نام‌گذاری)

در این مرحله، به دنبال روحی برای برند گشتیم. به ترکیب کلمات «پاستا» و «ایتالیا» رسیدیم و نام «پاستالیا» متولد شد؛ نامی زنانه، خوشمزه، ظریف و خوش‌آهنگ. هسته شخصیتی برند نیز بر اساس این نام شکل گرفت: یک کاراکتر دخترانه، بامزه، پرانرژی و کمی شیطون که می‌تواند به راحتی با مخاطب جوان ارتباط برقرار کند و لبخند به لب او بیاورد.

 



۳. کیمیاگری کانسپت (خلق کاراکتر)

برای تبدیل این ویژگی‌های شخصیتی به یک کانسپت ملموس، شخصیت «پاستالیا» را خلق کردیم: یک دختر جادوگر ایتالیایی که در مدرسه‌های جادوگری ونیز آموزش دیده است. جادوی او در چوب‌دستی‌اش نیست، بلکه در قابلمه‌ها و مواد اولیه اوست. او یاد گرفته است که چگونه با استفاده از جادو در پخت پاستای تازه، طعم‌های شگفت‌انگیزی خلق کند که مستقیماً بر احساسات آدم‌ها تأثیر می‌گذارد.

۴. داستان‌سرایی (ملاقات دو جهان و گره‌افکنی)

هر برند قدرتمندی به یک روایت حماسی نیاز دارد. داستان پاستالیا از آنجا آغاز می‌شود که او سوار بر قایقش در کانال‌های ونیز، طی یک اتفاق جادویی سر از رودخانه «زاینده‌رود» اصفهان درمی‌آورد.

اما او با صحنه‌ای غم‌انگیز مواجه می‌شود: آب رودخانه در حال خشک شدن است. پاستالیا درمی‌یابد که «آپوش» (دیو خشکسالی در اساطیر ایران) به دلیل غم و اندوهِ رسوخ‌کرده در شهر، زاینده‌رود را خشک کرده است. اینجاست که مأموریت قهرمانانه پاستالیا آغاز می‌شود.

 




۵. دنیاسازی (توسعه کانسپت در کسب‌وکار)

در دنیای پاستالیا، هر ظرف فرش پاستا تنها یک غذا نیست، بلکه یک «پادزهر» است. پاستالیا تصمیم می‌گیرد جادوی شادی را در پاستاهایش بدمد و آن‌ها را در سراسر شهر پخش کند. با هر لقمه‌ای که مردم از این پاستاهای جادویی می‌خورند، طلسم غم شکسته می‌شود. هدف این جهان داستانی این است که با تزریق شادی به مردم، آپوش (دیو خشکسالی و غم) را از شهر بیرون کند و سرزندگی را به اصفهان بازگرداند.



۶. دستگاه زیبایی‌شناسی (هویت بصری و رنگ‌سازمانی)

برای انتقال این حس جوانی، شیطنت و جادو، از پالت رنگی کلاسیک ایتالیا (سبز، سفید، سرخ) الهام گرفتیم اما آن را برای مخاطب جوان به‌روزرسانی کردیم. پالت رنگی به سبز، سفید و نارنجی تغییر یافت تا حس طراوت، انرژی و صمیمیت را ساطع کند. در این مرحله، همکار خلاق ما، مهنوش دمیرچی، در بخش کانسپت‌پردازی و طراحی لوگو با استودیو استوریا همراه شد تا هویت بصری این دختر جادوگر به بهترین و بامزه‌ترین شکل ممکن تصویرسازی شود.

 

 

fast food



۷. نقطه پایان (یکپارچگی و استراتژی)

در نقطه پایان، پاستالیا دیگر تنها یک نام یا یک لوگو نبود؛ بلکه یک «جهان زنده» بود. خروجی نهایی این پروژه شامل طراحی کامل نام، شعار، لوگو و از همه مهم‌تر، استراتژی محتوایی بود. استراتژی محتوای پاستالیا بر پایه همین نبرد جذابِ شادی با غم تدوین شد تا تمامی کمپین‌ها، پست‌های شبکه‌های اجتماعی و لحن برند، راوی داستان دختر جادوگری باشند که با پاستاهایش به جنگ خشکسالی و اندوه رفته است.

 



پروژه «پاستالیا» نمونه‌ای بارز از قدرت داستان‌سرایی در خلق برند است. ما یک محصول ساده (پاستا) را با اساطیر بومی (دیو آپوش) و یک کاراکتر جذاب ترکیب کردیم تا کسب‌وکاری خلق کنیم که نه تنها شکم‌ها را سیر می‌کند، بلکه به شهر و مردمانش امید و شادی می‌بخشد.

مارا دنبال کنید