loader image

کافه بیکری بانور (شیراز)

SCROLL
Banour effect

 

اثرِ بانور (Banour Effect)خلق اولین آرت‌گالریِ قنادی با اسانسِ پاریس-شیراز

۱. نقطه صفر (مختصات اولیه و چالش):در سال ۱۴۰۳، پروژه با یک درخواستِ ساده از سوی خانم سحر افروز مهر آغاز شد: «یک نامِ زیبا می‌خواهم!». کارفرما نقاشی بود که برای آموختنِ هنر شیرینی‌پزی به مدرسه معتبر «کوردن بلو» (Le Cordon Bleu) پاریس رفته بود. چالشِ استوریا، خلقِ هویتی بود که تخصصِ فرانسوی، روحیه هنرمندانه و اتمسفرِ شاعرانه شیراز را در کالبدی واحد یکپارچه کند تا از کلیشه‌های رایجِ کافه‌قنادی‌ها عبور کنیم.


 




۲. خودشناسی برند و خلق نام (زیست‌شناسی و افسانه شخصی):با توجه به درخواست کارفرما برای داشتنِ یک وجه زنانه قدرتمند در برند، نام «بانور» بر اساس اندیشه‌های استاد «رضا علیزاده اراهان» خلق شد. این نام به سه سطحِ انرژیِ زنان (مونث، زن، و بانو) اشاره دارد که نمایانگرِ والاترین و متعالی‌ترین سطحِ زن بودن است. اما «بانور» (بانوی نور / با-نور) در لایه عمیق‌ترِ خود، ترکیبی است از «زنی با نیتِ نورانی و درخشان» و یک استعاره‌ی پدیدارشناسانه برای طعم: اینکه هر لقمه از این شیرینی‌ها، نوری بر جانِ مخاطب وارد می‌کند. استوریا با الهام از اصطلاحِ آشنای «بزن روشن بشی»، این مفهوم را مهندسی کرد تا با هر لقمه از محصولاتِ بانور، نوری از آگاهی و خودشناسی در مخاطب بیدار شود. در این مرحله، شیرینی‌پزی از یک فرآیندِ مکانیکی به یک «آدابِ هنرمندانه و بیدارگر» ارتقا یافت.

۳. داستان‌سرایی و معماری روایت (پرنسس در قصر):سند هویتی که استوریا تدوین کرد، مبنای تمام تصمیمات بعدی پروژه قرار گرفت. روایتِ برند بر اساس کانسپت «پرنسس در قصر» نوشته شد؛ داستانِ یک «پرنسس پارسی» که به مهدِ هنرِ اروپا (پاریس) سفر می‌کند تا فنونِ کیمیاگریِ طعم‌ها را بیاموزد و سوغاتِ هنرمندانه‌اش را به زادگاهش (شیراز) بیاورد تا نورِ آگاهی را از طریق طعم‌ها منتشر کند.




۴. کیمیاگری کانسپت (تکامل ایده):پس از تدوین سند هویت توسط استوریا، «مسیح هاشمی» (به عنوان همکار خارج از تیم) با مطالعه‌ی این سند، مفهوم «دست‌خط» (Signature) را استخراج و به کار اضافه کرد که فاز هنرمندانه‌ی هویت را به شدت تقویت کرد؛ مفهومی که می‌گوید هر شیرینی، تجلیِ دست‌خط، نیتِ نورانی و اثرِ هنرمندِ سازنده آن است…..و این گونه بانور به اثر بانور تبدیل شد

۵. دستگاه زیبایی‌شناسی و تجلی بصری:برای تجلیِ بصریِ سند هویت استوریا، «ساره فالیزی» به شکلی بسیار هنرمندانه کانسپت «پرنسس در قصر» را در قالب یک لوگو با جزئیاتِ (Detail) بسیار بالا متجلی کرد. این نشانِ پرجزئیات، دقیقاً بازتاب‌دهنده شخصیتِ پرنسس پارسی، ظرافتِ نقاشی و اصالتِ مکتبِ کوردن بلو است و این پروژه را به واسطه این لوگوی خاص، بسیار متمایز کرد.




۶. مهندسی ادراک و فضای فیزیکی (رومانتیک مینیمال):جهانِ برند در فضای فیزیکی با استایل «رومانتیک مینیمال» طراحی شد. فضایی مینیمال که با تداعیِ رنگ‌های سازمانی «کوردن بلو» عجین شده است. در تعامل با مشتری (Touchpoints) و به‌خصوص در تولید محتوای بصری، اشاره‌های ظریف و هوشمندانه‌ای به مفهومِ «دست‌خط» و «نورِ آگاهی‌بخشِ طعم‌ها» شده است.

۷. نقطه پایان (خروج از ماتریس):بانور از یک درخواستِ ساده برای «نام»، با تکیه بر یک سند هویتِ دقیق ، به عمیق‌ترین پروژه در صنف خود تبدیل شد. کسب‌وکاری که مفهومِ «گالری هنرهای خوراکی» را به جای قنادی در ذهن مخاطب حک کرد و عملِ خوردن را به تجربه‌ای برای دریافتِ نور و آگاهی بدل ساخت.


مارا دنبال کنید